تبليغاتX
روابط عمومی جبهه دمکراتیک ایران
خشونت شبه نظامی ها محکوم به شکست است-جبهه ی دموکراتیک ایران.          درست پس از این که سردار جعفری فرمان لازم به شبه نظامیان بسیج دانشجویی را صادر کرد،این نگرانی در بین ازادی خواهان و کوشندگان مدنی و سیاسی به وجود امد که بار دیگر باید شاهد گروه فشار از نوع نظامی اش باشند. این پیش بینی درست از کار در امد و بار دیگر سفارت خانه ها و دفاتر نهاد های مدنی و فعالان حقوق بشری مورد حمله قرار گرفت. متاسفانه این حملات جدید به بهانه ی جنگ متقابل اسرائیل و فلسطینی ها صورت می گیرد. در واقع ملت ایران از دو طرف هزینه ی این جنگ بی حاصل را می پردازد. از یک سو هزینه  های مالی-نظامی و سیاسی گروه افراطی و خشونت طلب حماس را می دهد و از دیگر سو،هزینه ی شکست او از اسرائیل  را می دهد.در صورتی که اکثریت ملت ایران این جنگ را به نفع هیچ کس ندانسته و خواهان صلح بین دو طرف می باشد. به ویژه که ایران هیچ  ارتباطی با ان دو ملت ندارد و نفعی از این گونه دخالت ها نمی برد. این گروه اقلیت حاکم بر کشور هستند که بی جهت کشور ما را در این گونه منازعات وارد کرده و بر خلاف نظرات اکثریت ملت ایران،از افراطیون خشونت طلب حمایت می کنند. ولی نکته ی اساسی این است که چرا فرماندهان نظامی و رهبران افراطی حاکم بر کشور درست در استانه ی انتخابات ریاست جمهوری در صدد بر امده اند که فضای سیاسی را رادیکالیزه کرده و از طریق تقویت حرکات نظامی و تشنج زا ،فضای رعب و وحشت را جایگزین گفتمان سیاسی کنند؟ پاسخ ان روشن است. نظامیان حاکم در یافته اند که کاندیدای ان ها حتا در بین جناح های سیاسی معروف به اصول گرا جایگاهی نداشته چه رسد که بخواهند با رقبای اصلاح طلب خود به مبارزه برخیزندو یا اجازه بدهند که نیروهای مردمی و اپوزسیون سکولار بخواهند با معرفی کاندیدای مخالف نظارت استصوابی انتخابات فرمایشی را به چالش بکشد. پس تلاش می کنند قاعده ی بازی را بر هم بزنند. اقلیت حاکم و نظامیان به خوبی در یافته اند که مبارزه را باخته و باید در انتظار باشند که از دولت کنار گذاشته شوند و منافع کلان اقتصادی و سیاسی را از دست بدهند. از این رو است که از حمله به سفارت خانه ها و نهاد های حقوق بشری شروع کرده اند تا به مخالفین و حتا رقبای خودی گوشزد کنند که اگر لازم باشد از اهرم نظامی برای حفظ قدرت استفاده خواهند کرد. اما لازم است به این نیروی نظامی سرکوب گر یاد اور شویم که این ترفند ان ها نیز به مرور کارایی خود را از دست خواهد داد. برای این که ملت به خوبی از وضعیت اقتصادی و اجتماعی که دولت اسلامی- نظامی بر ان ها تحمیل کرده است اگاه بوده  و نیرو های ازادی خواه نیز به ان اندازه از توانمندی اجتماعی رسیده اند که با این گونه فضاسازی ها از میدان به در نروند. ایجاد رعب و وحشت به هدف ترساندن مردم و خارج ساختن رقیب از میدان کارایی ندارد و اگر نظامیان بخواهند از این شگرد استفاده کنند،جبهه ی ضد افراط گری و نظامی گری با حضور همه ی مبارزان و اصلاح طلبان و کو شندگان مدنی و اجتماعی تشکیل خواهد شد. بنابر این سعی نکنند شرایط اجتماعی را با رفتار نظامی بر هم بریزند. ما بار ها و بار ها اعلام کرده ایم که هیچ تمایلی به ورود در منازعه ی سیاسی بین جناح های حکومتی اعم از اصول گرا و اصلاح طلب را نداشته و در جنگ قدرت بین نظامیان با روحانیان ورود نخواهیم کرد. اما اگر نظامی ها بخواهند با ایجاد رعب و وحشت از  قبیل حمله به دفتر برنده ی جایزه ی صلح نوبل و لابد به سایر نهاد های سیاسی و مدنی، به خطوط قرمز ازادی خواهان و طرفداران حقوق بشر تجاوز کنند،عملا ما را به مبارزه طلبیده و قطعا ارایش نیرو های سیاسی برهم خواهد خورد و نتیجه ی ان اگرچه به نفع اصلاح طلبان حکومتی خواهد بود ولی نظامی ها را نیز سر جای خود می نشاند.  جبهه ی دموکراتیک ایران/13 دی ماه/1387 خورشیدی
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 14:31 |
خشونت شبه نظامی ها محکوم به شکست است-جبهه ی دموکراتیک ایران.          درست پس از این که سردار جعفری فرمان لازم به شبه نظامیان بسیج دانشجویی را صادر کرد،این نگرانی در بین ازادی خواهان و کوشندگان مدنی و سیاسی به وجود امد که بار دیگر باید شاهد گروه فشار از نوع نظامی اش باشند. این پیش بینی درست از کار در امد و بار دیگر سفارت خانه ها و دفاتر نهاد های مدنی و فعالان حقوق بشری مورد حمله قرار گرفت. متاسفانه این حملات جدید به بهانه ی جنگ متقابل اسرائیل و فلسطینی ها صورت می گیرد. در واقع ملت ایران از دو طرف هزینه ی این جنگ بی حاصل را می پردازد. از یک سو هزینه  های مالی-نظامی و سیاسی گروه افراطی و خشونت طلب حماس را می دهد و از دیگر سو،هزینه ی شکست او از اسرائیل  را می دهد.در صورتی که اکثریت ملت ایران این جنگ را به نفع هیچ کس ندانسته و خواهان صلح بین دو طرف می باشد. به ویژه که ایران هیچ  ارتباطی با ان دو ملت ندارد و نفعی از این گونه دخالت ها نمی برد. این گروه اقلیت حاکم بر کشور هستند که بی جهت کشور ما را در این گونه منازعات وارد کرده و بر خلاف نظرات اکثریت ملت ایران،از افراطیون خشونت طلب حمایت می کنند. ولی نکته ی اساسی این است که چرا فرماندهان نظامی و رهبران افراطی حاکم بر کشور درست در استانه ی انتخابات ریاست جمهوری در صدد بر امده اند که فضای سیاسی را رادیکالیزه کرده و از طریق تقویت حرکات نظامی و تشنج زا ،فضای رعب و وحشت را جایگزین گفتمان سیاسی کنند؟ پاسخ ان روشن است. نظامیان حاکم در یافته اند که کاندیدای ان ها حتا در بین جناح های سیاسی معروف به اصول گرا جایگاهی نداشته چه رسد که بخواهند با رقبای اصلاح طلب خود به مبارزه برخیزندو یا اجازه بدهند که نیروهای مردمی و اپوزسیون سکولار بخواهند با معرفی کاندیدای مخالف نظارت استصوابی انتخابات فرمایشی را به چالش بکشد. پس تلاش می کنند قاعده ی بازی را بر هم بزنند. اقلیت حاکم و نظامیان به خوبی در یافته اند که مبارزه را باخته و باید در انتظار باشند که از دولت کنار گذاشته شوند و منافع کلان اقتصادی و سیاسی را از دست بدهند. از این رو است که از حمله به سفارت خانه ها و نهاد های حقوق بشری شروع کرده اند تا به مخالفین و حتا رقبای خودی گوشزد کنند که اگر لازم باشد از اهرم نظامی برای حفظ قدرت استفاده خواهند کرد. اما لازم است به این نیروی نظامی سرکوب گر یاد اور شویم که این ترفند ان ها نیز به مرور کارایی خود را از دست خواهد داد. برای این که ملت به خوبی از وضعیت اقتصادی و اجتماعی که دولت اسلامی- نظامی بر ان ها تحمیل کرده است اگاه بوده  و نیرو های ازادی خواه نیز به ان اندازه از توانمندی اجتماعی رسیده اند که با این گونه فضاسازی ها از میدان به در نروند. ایجاد رعب و وحشت به هدف ترساندن مردم و خارج ساختن رقیب از میدان کارایی ندارد و اگر نظامیان بخواهند از این شگرد استفاده کنند،جبهه ی ضد افراط گری و نظامی گری با حضور همه ی مبارزان و اصلاح طلبان و کو شندگان مدنی و اجتماعی تشکیل خواهد شد. بنابر این سعی نکنند شرایط اجتماعی را با رفتار نظامی بر هم بریزند. ما بار ها و بار ها اعلام کرده ایم که هیچ تمایلی به ورود در منازعه ی سیاسی بین جناح های حکومتی اعم از اصول گرا و اصلاح طلب را نداشته و در جنگ قدرت بین نظامیان با روحانیان ورود نخواهیم کرد. اما اگر نظامی ها بخواهند با ایجاد رعب و وحشت از  قبیل حمله به دفتر برنده ی جایزه ی صلح نوبل و لابد به سایر نهاد های سیاسی و مدنی، به خطوط قرمز ازادی خواهان و طرفداران حقوق بشر تجاوز کنند،عملا ما را به مبارزه طلبیده و قطعا ارایش نیرو های سیاسی برهم خواهد خورد و نتیجه ی ان اگرچه به نفع اصلاح طلبان حکومتی خواهد بود ولی نظامی ها را نیز سر جای خود می نشاند.  جبهه ی دموکراتیک ایران/13 دی ماه/1387 خورشیدی
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 13:46 |
خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي –به دعوت انجمن زندانيان سياسي روز گذشته (6 دي) جمعي ازفعالان سياسي درمنزل عباس خرسندي زنداني سياسي كه مدت يك سال و نيم از 8 سال محكوميت حبس خود را گذرانده ديداركردند. دراين ديدار جمعي ازاعضاي انجمن زندانيان سياسي، شماري از اعضاي شوراي مركزي جبهه دمكراتيك ايران‌، جبهه متحد دانشجويي و جبهه ملي ايران ازجمله مهندس حشمت اله طبرزدي ، پرويز سفري ، محمد مسعود سلامتي ، اسماعيل مفتي زاده ،دكتربهيه جيلاني، سپيده پورآقايي ، كاوه شيرزاديان ، عيسي خان حاتمي ، ايرج جانفشان ، منصورفرجي و ... حضورداشتند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 14:22 |
براي شكستن بن بست – بگذارند فقه ازحكومت جداباشد/ مهندس طبرزدي خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي – شبكه راديو تلويزيوني صداي امريكا درگفت و گو با مهندس حشمت اله طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران نقطه نظرات وي دررابطه با وضعيت بغرنج آلودگي هواي تهران ، رابطه سلطه آميز روسيه با ايران و پيشنهاد هاشمي رفسنجاني درخصوص لزوم ايجاد شوراي فقهي جويا شد. درپي متن نظرهاي مطرح شده را مي خوانيم.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 14:21 |
نكته ديگري كه درياد داشت مورد اشاره و تحليل هاي مشابه آن به كرات مشاهده مي شود آن است كه به صرف اينكه دو جريان مختلف و بلكه مخالف هم در عرصه اي رويكرد مشابه داشتند با خلط انگيزه و انگيخته چنين نتيجه مي گيرند كه هر دو جريان آبشخور واحد دارند. اين متد سوفسطايي براي درهم كوبيدن مخالفان فكري هم درمطالب نويسندگان كيهان شريعتمداررواج دارد،هم درنوشته سردبيرپيك نت مشهود است. غافل از آنكه اين منطق ديريا زود دامن مروجان آن را خواهد گرفت . به اين جملات كه در ياد داشت مورد اشاره در تقبيح پرسش هاي انتقادي دانشجويان از خاتمي آمده توجه شود: « راستی نباید به این فکر کرد که چرا خبرگزاری فارس، بلافاصله اعلامیه دانشجویان دمکراسی خواه در باره رفتن خاتمی به دانشگاه تهران و سخنرانی 16 آذر اخیر را در صدر خبرهای خود منتشر کرد و به استقبال مقابله با خاتمی در دانشگاه رفت؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 14:18 |
باز هم حمله ی توده ای های شکست خورده ی پیک نت به مهندس طبرزدی

پیام دانشجو:حمله ی پیک نت به مهندس طبرزدی حاکی از دو مسئله است:1-شکست پروژه ی انان برای راه اندازی یک حرکت ملی و بسیج عمومی در جهت حمایت از خاتمی. این شکست تا ان جا اشکار گردید که حتا انجمن های اسلامی دانشجویی به انتقاد از خاتمی این شاه سلطان حسین جمهوری اسلامی پرداختند.  برای این که انجمن های اسلامی پیرو تئوری توطئه نبوده و عملکرد 8 ساله ی خاتمی و اصلاح طلبان حکومتی را ملاک داوری خود قرار می دهند. 2- توده ای های طرفدار اصلاح طلبان از مخالفت جنبش دانشجویی با خاتمی عصبانی هستند ولی در یک اشتباه محاسباتی مخالفت این جنبش را به حساب مهندس طبرزدی گذاشته و تلاش می کنند شخصیت او را تخریب کنند. ان ها با این اقدام خود می خواهند به جنبش دانشجویی چنین القا کنند که اگر طبرزدی با خاتمی و کلیت رژیم مخالف بوده و هست،به دلیل این است که دستگاه امنیتی او را به میدان اورد و بعد هم اورا قربانی -بخوانید زندانی-کرد. پس جنبش دانشجویی اگر راه طبرزدی را برود به سرنوشت او دچار می شود. توده ای ها در این رفتار خود تا ان جا عصبانی و دست پاچه هستند که خود را لو داده و نشان دادند که درپشت تبلیغات زهر اگین 15 سال اخیر علیه مهندس طبرزدی قرار دارند.مقاله ی توده ای ها علیه مهندس طبرزدی را در زیر بخوانید:

حمایت رهبر از احمدی نژاد معنائی جز این ندارد

همه مردم هم ناراضی باشند، من راضی ام!

اشاره خاتمی به مانع اصلی خویش برای اعلام ورود به صحنه انتخابات

یک هفته سخنرانی و حضور در دانشگاه ها به بهانه سالروز 16 آذر، که همچنان ادامه نیز  
ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 14:17 |
از پیک نت:کنفرانس برلین در دانشگاه تهران-یادداشت سردبیر-و پاسخ کوتاه مدیر مسئول پیام دانشجو

جوابیه ی مدیر مسئول:شاید تا کنون یک بار  هم این سایت پیک نت را ندیده ام و اگر دیده باشم ،فراموش کرده ام. گه گاهی از دوستان می شنیدم که چنین سایتی در حمایت از اصلاح طلب ها-طیف خاتمی- مطالبی می نویسد و دیگران را مورد حمله قرار می دهد،اما جالب این است که گردانندگان سایت از نیرو های چپ-طیف توده ای ها-هستند! برای من تفاوتی نداشت .برای این که در جریان انقلاب نیز دیده بودم که چگونه خط امامی تر از ابراهیم اصغرزاده و عباس عبدی و سعید حجاریان شده و در دفاع از حضرت علی از خزعلی  جلو افتاده بودند!حمایت بی دریغ ان ها در حمایت از رفسنجانی در انتخابات پیشین را نیز دیده بودم. پس هیچ جای تعجب نداشت.امروز اما یکی از دوستان مقاله ای از این سات برایم ارسال کرد که به امضای سردبیر که نمی دانم کیست،مزین شده است. از ان جا که در این مقاله یا سرمقاله در مورد من نیز یک داوری نادرست صورت گرفته است بر ان شدم تا   چند سطری در جواب به این دوستان بنویسم.در این سرمقاله دیده می شود که هرکس با خاتمی و مالا رفسنجانی مخالفت کرده،در دام   توطئه بوده است. یعنی   مستقیم یا غیر مستقیم از دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی -البته از نوع مخالف جمهوری اسلامی اصلاح طلب ها- خط گرفته است!من برای جامعه ی سیاسی ایران متاسفم که مدعی های روشنفکری اش و الیت های سیاسی اش تا این اندازه کوته اندیش اند. به راستی کی باید این دوران طفولیت فکری به پایان برسد و خرد و تجربه،مضمون داوری های ما قرار بگیرد؟!. این تئوری غیر علمی یعنی توهم تئوری توطئه به گونه ای ارایه می شود که جای هیچ پاسخ منطقی نمی گذارد. برای این که بدون ارایه ی هیچ دلیل منطقی یا سند محکمه پسند،شما را متهم کرده و امکان منطقی نقد  ان  نیز وجود ندارد. من فقط می توانم نیت شکافی کرده و بگویم که نویسنده ی محترم به صرف این که جریانی با سعید حجاریان و محمد خاتمی مخالف بوده و اتفاقا گذر زمان و سیر حوادث،حقانیت این مخالفت را اثبات کرده است  از سوی حامیان خاتمی متهم شده است. ایا بیش از این می توان گفت؟اگر خاتمی و اصلاح طلب های پیرو او و حامیان پشت پرده ای چون پیک نتی ها در استراتژی و عمل تا ان اندازه ضعیف بوده اند که اکثریت مردم ترجیح داده اند که در انتخابات فرمایشی شرکت نکنند تا مبادا یک خاتمی دیگر روی کار بیاید و بخش اقلیت نیز احمدی نژاد پوپولیست و رادیکال مذهبی را به رفسنجانی و خاتمی و معین و کروبی ترجیح داده اند،گناه طبرزدی چیست؟چرا باید علل و دلایل شکست را به بیرون از جبهه ی اصلاحات ارجاع داد؟کنفرانس برلین چه ارتباطی با مخالفت مدنی گروهی از دانشجویان دارد؟مبارزه ی دانشجویان برابری طلب چه نسبتی با رفتار درست یا نادرست برخی چپ های رادیکال در برخورد با دولت ابادی دارد؟تا کنون گمان می کردم این فقط حسین شریعتمدار است که بدون ارتباط منطقی و عینی پدیده ها با هم ،اسمان و ریسمان کرده و نتیجه ی از پیش تعیین شده را اعلام می کند. گویا شبهه روشنفکران چپ نیز دست کمی از او ندارند. شاید گناه من این بوده است که در 15 سال اخیر به یک نسبت از امنیتی های به زعم اقایان خوب و امنیتی های بد مورد ستم قرار گرفته و به همین دلیل هر دو را با هم افشا کرده ام. اگر این دوستان مورد لطف امنیتی های خوب بوده اند،حق دارند از ان ها و به ویژه برادر سعید ،استاد همه ی ان ها تعریف کنند . اما در جریان همین کوی دانشگاه،من و دوستانم در شکنجه گاه توحید و در دوران حکومت امنیتی های خوب،توسط بازجوهایی مورد شکنجه قرار   گرفتیم که خوراک بازجویی های خود را از روزنامه ی صبح امروز تدارک می دیدند!گناه من و امثال منوچهر محمدی و اکبر و احمد چیست که همچون این دوستان مورد لطف امنیتی ها نبوده و به عنوان جریان غیر خودی از هر دو طرف کتک خورد ه ایم؟اگر جریانی با هر دو جناح این رژیم ضدبشری مخاف باشد و نخواهد به کسی امتیاز بدهد حتما وابسته است؟مثل این است که من بدون ارایه ی هیچ سند و مدرک معتبر و به صرف همین سرمقاله،بخواهم ادعا کنم که این دوستان سنگ دفاع از منافع روسیه را به سینه زده و نفع خود را در تداوم جمهوری اسلامی  از نوع خاتمی اش می دانند. ولی ایا کسی این ادعا را خواهد پذیرفت؟این دوستان در حمایت از خاتمی و سعید حجاریان و برادر گنجی،زمانی به اتهام زنی علیه جنبش های مستقل و مبارزین رو اورده اند که حنای خاتمی بی رنگ شده است. این اقدام به لحاظ استراتژیک،بیانگر ضعف تئوریک این جریان است. جالب این است که همزمان با انتشار این اتهامات بی اساس که ناشی از یک ذهن بیمار و گرفتار توهم توطئه است،مطالب دیگری در کیهان شریعتمدار و برخی سایت ها علیه پیام دانشجو منتشر شده است. دوستی به من می گفت در باره ی این همزمانی بیندیش.او می گفت مگر در این مدت چه کرده ای که دو باره  سازها را کوک کرده اند؟گفتم:من در این چند سال دریافته ام که:امنیتی ها-خوب وبد-ابتدا به زندان می اندازند. اگر نشکستی به ترور شخصیت رو اورده و اگر فایده نداشت دست به چاقو و اسلحه می شوند. راستی این سرمقاله نویس به پیروز دوانی اشاره کرده است. چرا پیروز؟.... سرمقاله را در زیر بخوانید



کنفرانس برلین
در
دانشگاه تهران!

یادداشت سردبیر:  کنفرانس معروف به برلین دو  دستآورد داشت. یکی برای شاخه های امنیتی زیر نورافکن رفته دوران اصلاحات و يك هم برای خوش باورانی که هنوز باور نداشتند دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی چه مانورهائی را آموخته و چه امکانات عظیم مالی دارند. شاخه های امنیتی مورد بحث نانی را که در زندان آماده کرده بودند در خارج کشور و در کنفرانس


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 14:14 |
روابط عمومی جبهه ی دموکراتیک ایران:روز گذشته مراسم بزرگداشت شادروان علی اکبر بهمنش وکیل پایه یک دادگستری با حضور گروهی از ازادیخواهان و دوستان ان بزرگ مرد بر گزار شد. در این مراسم که  علاوه بر آقای مهندس امیر انتظام وهمسرش  اعضای خانواده ی ان شادروان نیز حضور داشتند ،خانم دکتر شهنواز از دوستان بهمنش و مسئول پیشین خیریه ی کودکان،گزارشی از تلاش های اقای بهمنش را ارایه داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 14:12 |
یک قطعنامه ی دیگر علیه جنایت های جمهوری اسلامی

پیام دانشجو:رژیم جمهوری اسلامی یک بار دیگر از سوی سازمان ملل متحد که خود عضوی از ان است محکوم شد.به راستی این فقط برنامه ی اتمی رژیم نیست که موجب محکومیت و تحریم او گردیده است،بلکه پرونده ی حقوق بشری و نقض سیستماتیک حقوق بشر  از سوی رژیم دینی محکومیت بین المللی او را به دنبال داشته است. ان ها که روز غدیر را روزی می دانند که دین باسیاست مورد تایید قرار گرفته و خواهان این هستند که دنیا از ان ها الگو برداری کند،باید جواب بدهند که چرا تنها و تنها این رژیم دینی است که از سوی مجمعی که خود نیز در ان نماینده دارند به طور دایم محکوم می شود؟ایا ان ها برای طرفداران خود پاسخی خواهند داشت؟ایا این نوع حکومت داری به مفهوم پایان دوره ی حکومت های ایدئولوژیک و واپس گرا نیست؟لابد از همین امروز تبلیغات چی های رژیم با هدف توجیه هواداران خود در بوق ریاکاری و دروغگویی خواهند دمید که سازمان ملل متحد تحت تاثیر امریکا ،به محکومیت انها مبادرت کرده است.  اما چه کسی است که نداند در ایران ازادی اندیشه وجود ندارد.دگر اندیشان و مبارزان به زندان افتاده و شکنجه می شوند. دانشجویان یا ستاره دار شده و یا به زندان می افتند. اساتید دانشگاه اخراج شده و تشکل های  دانشجویی ازاد از قدرت حق فعالیت ندارند. در عوض شبه نظامی بسیجی و سپاهی دانشگاه را به اشغال در اورده است. احزاب سیاسی حق فعالیت ندارند و سیاسیون زیر فشار هستند که مبادا حرفی بر خلاف رژیم بزنند. دختران به دلیل پوشش خود از طریق طرح امنیت اجتماعی بازداشت و روانه ی زندان می شوند.هیچ حزب و گروه مخالف حق برگزاری میتینگ ندارد. فعالین کارگری حق تشکیل سندیکا ندارند و فعالین زن و حقوق بشری به زندان می افتند.فعالین مدنی و هویت طلبان به زندان می افتند و به طور دایم زیر فشار قرار می گیرند.سانسور بر حوزه ی کتاب و روزنامه و هنر حاکم است. طالبان شیعی،دست و پا قطع کرده و زنان و مردان را سنگسار می کنند. جوانان زیر 18 سال به اعدام محکوم می شوند. جامعه ی بزرگ بهاییان به جرم عقیده تحت تعقیب قرار گرفته و امنیت ان ها سلب می شود. سنی مذهب ها و دراویش مورد توهین و تحقیر قرار گرفته و به زندان می افتند. روحانیان شیعی که مخالف دین سیاسی هستند به زندان می افتند. کسانی که علیه نابرابری جنسیتی مبارزه کرده و خواهان تساوی حقوق زن و مرد هستند زندانی می شوند. در زندان با زندانیان سیاسی بد رفتاری می شود و شکنجه برای گرفتن اقرار غیر واقعی و علیه خود زندانی جزیی از ایین دادرسی دادگاه انقلاب و دستگاه های امنیتی است. خلاصه این که حکومت دینی در تمام شئون زندگی مردم دخالت می کند و به مردم اجازه نمی دهد تا در سرنوشت خود به صورت ازادانه شرکت کنند. بنابراین ،حکومت دینی و از نوع شیعی اش یعنی حکومت شکنجه و اعدام و سرکوب و زور و فقر و تورم و رانت خواری و مافیا بازی!هنوز هیچ کس در نیافته است که این نوع از حکومت از کدام امتیاز و موهبت بر خوردار است که رهبر رژیم ان را برای جهان یک موهبت می داند. در صورتی که مجمع عمومی سازمان ملل متحد به عنوان عالی ترین مجمع جهانی همین حکومت را به جرم شکنجه و اعدام و سرکوب و خشونت علیه مخالفین خود محکوم می کند ولی این اقایان همچو ن کبک سر در زیر برف کرده اند. این حکومت حتا ابرویی برای هیچ ایین و مذهبی باقی نگذاشته اما از روی جهل یا غرور ،همین نوع از حکومت را الگوی حکومتی برای جهان می نامد!متن زیر قطع نامه ی جدید سازمان ملل متحد علیه تنها رژیم اسلامی در جهان است. ان را بخوانید و از روزگاز پند بیاموزید. این متن چیزی جز بیان واقعیات و عملکرد این حکومت دینی نیست. البته فقط جزئی از جنایات دایم این حکومت دینی علیه شهروندان ایرانی است.
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 14:10 |
عتصاب غذای اکبر لکستانی-انجمن زندانیان سیاسی

اکبر لکستانی از زندانیان سیاسی اذری زبان که به جرم سخنرانی علیه احمدی نژاد به سه سال حبس محکوم گردیده است،چهارمین روز اعتصاب غذای خود را پشت سر گذاشت. دلیل اصلی اعتصاب این زندانی عقیدتی،شرایط بسیار نامناسب  زندان ماکو که این زندانی در ان نگهداری می شود،است. در این زندان،زندانی های خطرناک و الوده به مواد مخدر به اصرار از لکستانی می خواهند تا از مواد افیونی استفاده کند و او را مورد اهانت قرار می دهند.لکستانی به همین دلیل و به اعتراض علیه شرایط زندان از چهار روز پیش دست به اعتصاب زد و خانواده اش بسیار نگران هستند.از دیگر سو مهندس طبرزدی و دکتر نوری زاده و چند تن دیگر از ازادی خواهان از لکستانی که از بیماری قند خون رنج می برد خواسته اند تا به اعتصاب خود پایان دهد. انجمن زندانیان سیاسی از نهاد های مدافع حقوق بشر،درخواست می کند تا به کمک این زندانی بشتابند.
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 14:8 |