تبليغاتX
روابط عمومی جبهه دمکراتیک ایران
به اگاهی هم میهنان گرامی می رسانیم که پس از این که نشریه ی الکترونیکی پیام دانشجو توسط رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی ،فیلتر شد،اخیرا اقدام جدیدی برای اخلال در به روز شدن این نشریه  صورت گرفته است. چنانچه از این امر اگاهی دقیق یافتیم و بر ما اثبات گردید که این اخلال با همکاری مدیریت بلاگفا بوده است در این زمینه اگاهی نامه ی مهمی صادر خواهد شد.

روابط عمومی نشریه ی الکترونیکی پیام دانشجو.

+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت 14:21 |
۱۱ اردیبهشت مصادف با اول ماه می روز جهانی کارگر است.این روز فرصتی است تا کارگران گرد هم ایند و مطالبات خود را را فریاد بزنند.در ایران این روز برای کارگران ارزش حیاتی دارد. زیرا این طبقه ی زحمتکش نه تنها از داشتن دستمزد عادلانه بر خوردار نیستندو کارفرمای دولتی و خصوصی حقوق و شخصیت ان ها را لگد مال می کند،بلکه استثمارگران حکومتی ان ها را از داشتن سندیکا   محروم کرده و نمایندگانشان را به زندان انداخته است.    
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:23 |
گفتگوی اختصاصی سکولاريسم نو با مهندس حشمت الله طبرزدی دبيرکل جبهه دموکراتيک ايران /بخش دوم
گفتگوی اختصاصی سکولاريسم نو

با مهندس حشمت الله طبرزدی

دبيرکل جبهه دموکراتيک ايران

 

بخش دوم: انقلاب فرهنگی، درگيری با مجاهدين، و جناح چپ جمهوری

توضيح: سه دهه است که جنبش دانشجوئی ايران با نام حشمت الله طبرزدی، که اکنون عنوان «دبير کل جبهۀ دموکراتيک ايران» را نيز برخود دارد، درآميخته است.  طبرزدی در اين مدت پستی و بلندهاي زيادی را تجربه کرده است، زندان های متعددی را ديده، و سال ها در جبهه جنگ از ايران دفاع کرده، و افرادی از خانواده اش را از دست داده است. اکنون ديگر او در کسوت يک دانشجو نيست. اما خودش هنوز بر وبلاگ خويش نام «پيام دانشجو» را حفظ کرده و نسبت به مسائل دانشجوئی کشورمان همچنان حساس و فعال است، آنگونه که «جبهۀ دموکراتيک ايران» را هنوز می توان تشکلی در ماهيت اصلی خود دانشجوئی دانست. هنگامی که تصميم گرفتيم، بخاطر مواضع روشن سکولاريستی جبهۀ دموکراتيک ايران و شخص حشمت طبرزدی، ايشان را برای انجام گفتگوئی دعوت کنيم که بتواند خوانندگان ما را با دقايق تحولات فکری ايشان و دانشجويان و همراهانش آشنا کند، مدتی را صرف مطالعه زندگی و  اعتقاداتش کرديم تا بتوانيم مجموعه ای از پرسش های منسجم و معنادار را با او در ميان بگذاريم؛ پرسش هايي که در عين حال بتوانند دريچه های ديگری را  به دوران هائی از تاريخ سی ساله ی اخير ما باز کنند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 12:7 |
درشرايطي كه از يكسال پيش ازانتخابات رياست جمهوري در آمريكا همه نگاه ها درداخل وخارج از اين كشوربه سوي آن معطوف گرديده، بلكه تا چند ماه پس ازاعلام نتايج هنوز هم توجه افكار عمومي نسبت به آثار و پيامد هاي آن بازنمانده است. درجمهوري اسلامي ، كشور ديگري كه مدعي روشمندي دمكراتيك در اعمال حاكميت است چند ماه مانده به انتخابات رياست جمهوري هيچ شوري را در فضاي سياسي برنمي‌انگيزد. اما اين تنها تمايز بين دو كشوري كه يكي مدل سكولاريسم (جدايي نهاد دين ازدولت) و ديگري مدل حكومت ديني (درهم تنيدن اين دو نهاد) را در معرض قضاوت افكار عمومي قرارداده نمي باشد
 
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 12:5 |
چند تن از مسئولین جبهه ی متحد کرد شاخه ی استان کردستان با مهندس طبرزدی دیدار کردند. در این دیدار که علاوه بر اقای اسماعیل مفتی زاده از شخصیت های مبارز کرد،و اقایان مهندس فراز و دکتر مرادی از مسئولین بلند پایه ی جبهه ی متحد کرد شاخه ی کردستان ،چند تن دیگر از دانشجویان و روزنامه نگاران عضو این جبهه نیز حضور داشتند،یکی از موضوعات مهمی که مورد بحث قرار گرفت شرایط زندانیان سیاسی کرد بود. از جمله فرزاد کمانگر،اقای کبود وند،روناک صفار زاده و سایر زندانیان سیاسی کرد که تعداد ان ها بسیار افزایش یافته و در شرایط نا مناسبی نگهداری می شوند. در این دیدار فعالان مدنی کرد برای رسیدگی به وضعیت این زندانیان ،پیشنهاد هایی مطرح کردند. همچنین از بازداشت مجدد اقای جواد علیزاده فعال حقوق بشر که از حقوق کرد ها دفاع می کند و اخیرا در سنندج بازداشت شده است ، ابراز نگرانی کرده و اعلام داشتند که ایشان میهمان ما بود و به همین دلیل از بازداشت او در خانه ی ما به شدت نا راحت هستیم. مهندس طبرزدی دبیر کل جبهه ی دموکراتیک و عضو انجمن زندانیان سیاسی نیز ضمن ابراز همدردی با این هموطنان کرد،به ویژه در مورد اقای علیزاده از مظلومیت این زندانی سخن گفت. در این دیدار طرفین قرار گذاشتند در مورد همه ی زندانیان سیاسی به ویژه علیزاده تلاش بیشتری انجام بدهند. انجمن زندانیان سیاسی
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 12:1 |

بازگشت به خانه  |   فهرست موضوعی مقالات و نام نويسندگان

 شخصيت های اجتماعی

در گفتگو با سکولاريسم نو

گفتگو با مهندس حشمت الله طبرزدی

بهمن 1387 ـ    ژانويۀ 2009             آرشيو گفتگوها

بخش اول: دوران دانشجوئی، انقلاب و جنگ

 

 

 

 

 

 

بخش اول: دوران دانشجوئی، انقلاب و جنگ                        

****************************************

 

توضيح سکولاريسم نو: سه دهه است که جنبش دانشجوئی ايران با نام حشمت الله طبرزدی ـ که اکنون عنوان «دبير کل جبهۀ دموکراتيک ايران» را نيز برخود دارد ـ درآميخته است.  طبرزدی در اين مدت پستی و بلندهاي زيادی را تجربه کرده است، زندان های متعددی را ديده، و سال ها در جبهه جنگ از ايران دفاع کرده، و افرادی از خانواده اش را از دست داده است. اکنون ديگر او در کسوت يک دانشجو نيست. اما خودش هنوز بر وبلاگ خويش نام «پيام دانشجو» را حفظ کرده و نسبت به مسائل دانشجوئی کشورمان همچنان حساس و فعال است، آنگونه که «جبهۀ دموکراتيک ايران» را هنوز می توان تشکلی در ماهيت اصلی خود دانشجوئی دانست. هنگامی که تصميم گرفتيم، بخاطر مواضع روشن سکولاريستی جبهۀ دموکراتيک ايران و شخص حشمت طبرزدی،  ايشان

  را برای انجام گفتگوئی دعوت کنيم که بتواند خوانندگان ما را با دقايق تحولات فکری ايشان و دانشجويان و همراهانش آشنا کند، مدتی را صرف مطالعه زندگی و  اعتقاداتش کرديم تا بتوانيم مجموعه ای از پرسش های منسجم و معنادار را با او در ميان بگذاريم؛ پرسش هايي که در عين حال بتوانند دريچه های ديگری را  به دورانی از تاريخ سی ساله ی اخير ما باز کنند. اين دريچه ها گويا منظره هائی هستند از چشم کسی که در اين دوره شرکتی فعال داشته ـ چه به عنوان يک نوجوان مذهبی موافق انقلاب و چه در هيئت اکنونی يک پدر معترض سکولار. و همين جا سپاسی داريم از آقای طبرزدی به خاطر همکاری شان، به خاطر نظم و دقت و پاسخگويي هايي به تفصيل و همين طور ارسال عکس ها و مدارکی کمياب که به گفتگو حالتی جاندار و مستند بخشيده اند. کل اين گفتگوی مفصل اکنون در اختيار ما است و در چندين نوبت منتشر خواهد شد                                 دپرسش: آقای طبرزدی، شرح حالي كه از شما در دست است نشان می دهد که شما در همان سال انقلاب از شهر زادگاهتان، آبادان، به تهران نامدید  و از دبيرستان به دانشگاه رفته ايد. همين شرح حال مي گويد: «او از همان آغاز راه يافتن به دانشگاه به مبارزات دانشجويي ضد رژيم پرداخت». بگذاريد گفتگومان را از همان مقطع شروع كنيم.  شما با چه طرز فكر و روحيه اي از آبادان به تهران آمديد؟ خواست شما چه بود؟ چرا در مبارزه با رژيم گذشته در گير شديد؟

پاسخ: من، در واقع، ورودي مهرماه سال 1356 به دانشگاه بودم. در آن روز ها هنوز از انقلاب خبري نبود. البته  نارضايتي وجود داشت و به ويژه در دانشگاه ها می شد برخي اعتراضات جنبش دانشجويي را ديد. اما آثاري كه بشود به عنوان حركت هاي انقلابي از آن نام برد وجود نداشت.

البته من و دوستانم در دوران دبيرستان، به ويژه در سه سال آخر دبيرستان، به مرور، دربارۀ  برخي تبعيض هاي اجتماعي با هم گفتگو مي كرديم و حتي، در سال ششم دبيرستان، قرار ما اين بود که، پس از ورود به دانشگاه، در فعاليت هاي دانشجويي شركت كنيم.

من در آن دوره به طبقۀ متوسط، يا شايد طبقۀ پايين متوسط، جامعه تعلق داشتم؛ چرا که به هر حال توانسته بودم دوران دبيرستان را به پايان برسانم و وارد دانشگاه شوم و خانواده ام توانسته بودند اين امكانات را برايم فراهم کنند. ولي بسياري از دوستان من به دليل فقر نتوانستند دوران دبيرستان را به اتمام برسانند و برخي نيز از آمدن به دانشگاه محروم ماندند. بنابراين، زمينۀ طبقاتي- اجتماعي من اين الزام را برايم به وجود مي آورد كه خواهان زندگي بهتري باشم، و انگيزه هاي اقتصادي- اجتماعي ام، مرا نسبت بوجود اختلاف شديد طبقاتي حساس کند.

بهر حال، وقتي وارد فضاي دانشجويي شدم، با اينکه از يک پيشزمينۀ  مذهب سنتی در خانواده برخوردار بودم اما خودم يک دانشجوي غير مذهبي محسوب می شدم و از همۀ آزادي هاي اجتماعي هم استفاده مي كردم. اما مسئلۀ مبارزه با تبعيض ، بي عدالتي و خواست آزادي های سياسی نيز از آرمان هاي من بود. نكتۀ ديگري هم كه من را رنج مي داد، عملكرد ساواك بود. براي اين كه فضاي وحشتی را ايجاد كرده بود که براي ما قابل تحمل نبود. ضمن اينكه من در بينش خود نمي توانستم حكومت موروثي را بپذيرم. حداقل اين كه در سال هاي آخر دبيرستان به اين نتيجه رسيده بودم كه قدرت موروثي عقلاني نيست.

اين عوامل دست به دست هم دادند تا من از بدو ورود به دانشگاه، جذب مبارزات سياسي عليه رژيم شاه بشوم. در آن زمان، در داخل مبارزات دانشجويي سه گروه مشخص فعال بودند: دانشجويان مذهبي، دانشجويان چپ و دانشجويان آزاد. من جزو گروه سوم بودم. و اگر چه در مبارزات، هر سه گروه با هم همكاري داشتند، ولي، در عين حال، نسبت به هم داراي مرز بندي فكري و اجتماعي بودند و، حشر و نشر اجتماعي من هم عمدتاً با دانشجويان غير مذهبي بود.

من اين موضع را تا اوايل سال 1357 حفظ كردم. اما، با گسترش انديشه هاي دكتر شريعتي، و به ويژه حضور جدي تر آيت اله خميني در مبارزات آزاديخواهانۀ  ملت ايران، به مرور من نيز جذب ايدئولوژي مذهبي شدم و مواضع پيشين ام را رها كردم. جاذبه هاي انقلابي و مبارزاتي ما را تشويق می کرد تا ايدئولوژي جديدي را كه دكتر شريعتي مباني فكري و اجتماعي اش را مطرح مي كرد، و آيت اله خميني نماد سياسي آن بود، به عنوان ايدئولوژي برتر بپذيريم.

اکنون که به آن روزها نگاه می کنم می بينم که من هم، مانند ميليون ها جوان ايراني، از لحاظ خانوادگی در متن مذهب سنتي رشد کرده بودم و زمينۀ پذيرش اين ايدئولوژي جديد در من وجود داشت. يعنی، من با همان شتابي كه به مبارزات انقلابي پيوستم، به همان شتاب نيز جذب ايدئولوژي مذهبي – انقلابي شدم.

ما که براي رسيدن به عدالت و آزادي با رژيم شاه مبارزه می كرديم، ايدئولوژي مذهبي انقلابي را نيز در همين راستا پذيرفتيم و برداشتمان از رهبران ديني- انقلابي نيز مبتنی بر همان عدالت جوئی و آزادی خواهی بود. هرچند که آينده ثابت کرد که در اين برداشت خود دچار اشتباهی تاريخي شده بوديم.

من از سال 1357 همراه با دوستانم يک انجمن اسلامي دانشجويي تشکيل داديم ومن از اعضاي فعال انجمن اسلامي شدم. پس از پيروزی انقلاب، يعنی حدوداً در پايان سال 1358، من به عنوان نمايندۀ  انجمن اسلامي وارد شوراي عمومي «دفتر تحكيم وحدت» شدم و تا سال 1362 در شوراي مركزي اين دفتر فعال بودم.

 

پرسش: ممکن است دربارۀ اين «دفتر تحکيم» توضيح بيشتری بدهيد؟ آيا اين دفتر برای وحدت بخشيدن به حوزه و دانشگاه بوجود نيامده بود؟

پاسخ: «دفتر تحكيم» در مهر ماه سال 1358 با پيشنهاد آيت اله خميني تشكيل شد. و در دهۀ  1360 تنها تشكل رسمي و قدرتمندی بود كه از ناحيۀ  «خط امام» و «جناح چپ حاكميت» حمايت مي شد.

در اين دفتر، «تحكيم وحدت بين انجمن هاي اسلامي دانشجويي» مطرح بود و نه «تحكيم وحدت دانشگاه با حوزه». نظريۀ «وحدت حوزه و دانشگاه»، ابتدا بصورت موازی، پس از ترور دكتر مفتح در 27 آذر سال 1358 و به ويژه در پی وقوع انقلاب فرهنگي در سال 1359 مطرح شد و در نهايت نيز، با تسلط تشكيلاتي و اداري حوزه بر دانشگاه از طريق دولت اسلامي، نمايندگان ولي فقيه در دانشگاه، و بسيج دانشجويي، تا حدودي خيال روحانيون حكومتي راحت شد كه «وحدت حوزه و دانشگاه» محقق شده است.

البته اين يک وحدت صوری بود چرا که، به لحاظ متون علمي و آموزشي، روش هاي آموزشي، انديشۀ اساتيد  و دانشجويان و هدف و مأموريت دانشگاه، هيچ سنخيتي بين دانشگاه و حوزه وجود ندارد. دانشگاه دستاورد تفکر عقل محور مدرن است، ولي حوزه ها حامل يك تفكر سنتي و  مربوط به صدها سال پيش اند. تحقيقات حوزه هاي ديني دربارۀ  امور متافيزيك، مباحث روايي و متون غيرتجربي و بعضاً غير علمي است. حوزه ها در امور محدود به عقايد مسلك يا مذهب يا فرقۀ خاص كنكاش مي كنند و بر اين باور هستند كه قیل و قال آنها دربارۀ مسائل مقدس و غير قابل چون وچرا است. در صورتيكه دانشجو و دانشگاه هيچ متني را مقدس و غير قابل نقد نمي داند و به علوم عرفي و بشري باور دارد كه تنها از راه نقد وكنكاش، آن را روزآمد خواهد كرد.

بنابراين، «وحدت حوزه و دانشگاه» از ابتدا يك شعار اقتدار گرايانه محسوب می شد كه نيت آن گسترش سلطۀ حوزه بر دانشگاه بود و هيچ عنايتي به محتوا، هدف، روش و برنامۀ هاي متناقض اين دو مركز نداشت. اگر قرار بود بين حوزه ودانشگاه وحدتي برقرار شود و حوزه توانايي تامين نيازهاي جامعۀ مدرن را مي داشت، هيچ گاه نظام آموزشي مدرن اعم از مدرسه و دانشگاه در ايران به وجود نمي آمد.

در واقع، روحانيون در نظر داشتند، با طرح نظريۀ وحدت حوزه و دانشگاه، يك بار ديگر نظام آموزشي كشور را به دوران قاجاريه برگردانند كه البته موفق نشدند. هرند که اکنون حكومت ديني، به نيابت از روحانيت حكومتي، ادارۀ دانشگاه ها را در دست دارد و تا حدودي مانع پيشرفت اين مراكز علمي و مدرن مي شود.

 بهر حال، من تا سال 1362 در شوراي مركزي دفتر تحکيم بودم و از آن پس، در واکنش نسبت به تبديل «وحدت انجمن های اسلامی» به وسيله ای برای «وحدت حوزه و دانشگاه»، و به دليل اختلافات سياسي مختلف ديگر،از دفتر تحكيم خارج شدم و، به کمک عده ای از دانشجويان، تشكل «اتحاديۀ  انجمن هاي اسلامي دانشجويان و دانش آموختگان» را با عضويت چند انجمن اسلامي بنا كرديم.

اما اين اتفاقات همزمان شد با شروع حملۀ غافلگيرانۀ عراق به ايران و در گير شدن اکثر دانشجويان سياسی در جنگ و کند شدن فعاليت های دانشجوئی. من هم که دانشجوی رشته مهندسی بودم، داوطلبانه، از سال 1360 تا 1365، در جنگ شرکت کردم و در طول جنگ هم، به جاي اين كه گردان مهندسي را انتخاب كنم، يك بار مثل يك بسيجي ساده، يا تك تيرانداز، در جنگ شركت كردم و دو بار نيز به عنوان تخريب چي يا خنثي كنندۀ مين؛ كه كاري بسيارخطرناك بود.

بهر حال، از شروع جنگ در شهريور 1359 تا پايان آن در سال 1367، مسالۀ دفاع از كشور و انقلاب، يكي از دغدغه هاي اصلي من و خانواده ام بود. خانواده ام در آبادان زندگي مي كردند و هم از آغاز جنگ زير آتش مستقيم جنگ قرار داشتند و بزودی هم، براي يك دهه، در تهران و گلپايگان آوارۀ جنگي بودند. يكي از برادرانم در 20 مهر ماه 1359، يعني درست 20 روز از جنگ در پل «مارد» آبادان و هنگام نبرد با متجاوزان عراقي، كشته شد و برادر ديگرم هم در سال 1362 در همان آبادان جان خود را از دست داد. يك برادر ديگرم نيز تا پايان جنگ در جبهه هاي آبادان ماند و در كنار ساير همرزمانش جنگيد. بنابراين، زندگي خانوادگي ما  با جنگ  عجين شده بود و خودم نيز مسئلۀ دفاع از سرزمين و هويتم را در اولويت قرار داده بودم و اين مسأله 8 سال زندگي ما را تحت تاثير قرار داد. فراموش نكنيد كه از دو برادرم، سه فرزند يتيم هم به جا مانده بود و پدر و مادرم برای تگاهداری آنها سختي هاي زيادي را تحمل كردند. زندگي در جنگ، آوارگي و يتيم  داري بسيار دشوار است.

 

پرسش: گفته می شود که شما در طی آن  5 سال جزو بسيج بوده ايد. آيا اين مطلب درست است؟

پاسخ: در اين مورد بايد توضيح بدهم. من هيچ گاه عضو «تشكيلات بسيج» نبودم بلکه، مثل ميليون ها پير و جوان ديگر ايرانی، چند نوبت داوطلبانه در جنگ شركت كردم. اما در آن زمان هر كس که عضو سپاه و ارتش نبود، ولي به صورت داوطلب به جبهه مي رفت، بسيجي خطاب مي شد. من نيز از اين دست بسيجي ها بودم كه به محض اينكه از جبهه برمي گشتم، ديگر بسيجي نبودم.

بعبارت ديگر، بسيجي بودن من با سه بار شرکت در جنگ و تركش خوردن مترادف بود و هيچ ارتباطي با تشكيلات بسيج نداشت و من حتي براي يك ساعت هم عضو هيچ يك از تشكل هاي از اين دست نبوده ام. فعاليت من هميشه در حوزۀ مسايل سياسي- فرهنگي و در چارچوب انجمن هاي دانشجويي بود.

 

پرسش: شما شركت جوانان ايران در جنگ را چگونه تبيين مي كنيد؟ آيا احساسات ملي گرايانه هم نقشي داشته و يا همه چيز به خاطر اسلام بود؟

پاسخ: دربارۀ انگيزۀ نيروها لازم است بگويم که کسانی همچون من در آن زمان دفاع از ميهن را جدا از مذهب نمی دانستيم و معتقد بوديم كه دشمن به خانۀ ما آمده و بايد او را بيرون بريزيم. يعنی، گر چه انقلابي بوديم، و اگر چه مذهبي- انقلابي بوديم، ولي دفاع از ميهن را بالاتر از انگيزه هاي ايدئولوژيک مي دانستيم.

براي مثال، مي توانم از جوانان شهرهاي مرزي مثل غرب كشور، جنوب غرب و جنوب نام ببرم و نيز خانوادۀ خودم که در آبادان زندگي مي كردند، و فقط و فقط به دليل اين كه خانه و كاشانۀ آنها مورد حمله قرار گرفت دست به دفاع زدند و هزينۀ زيادي هم پرداختند.

واقعيت حضور مردم در جنگ 8 ساله اينگونه است. البته مي توان بر روي اين واقعيات تفسير ايدئولوژيك نيز گذاشت. ولی، بنظر من، تفاسير ايدئولوژيك در درجۀ دوم اهميت قرار دارند. به هرحال دولتي كه حاكم بود يك دولت ايدئولوژيك، انقلابي و مذهبي محسوب می شد و طبیعي بود كه چنين حاكميتي در تضعيف يا تقويت انگيزه ها موثر بوده باشد.

البته دستگاه تبليغي نيز در اين زمينه بسيار فعال بود؛ چرا که اکنون روشن شده که همين حكومت در ايجاد جنگ و تداوم آن نقش داشته است. به بيان ديگر، جنگ هشت ساله مي توانست جنگي سه يا دو ساله باشد که ادامه داده شد و با تبليغات برای آن سوخت تهيه شد.

توجه کنيد که اگرچه درست است که اين جنگ پس از يك انقلاب عمدتاً مذهبي رخ داده و در كوران انقلابي گري تداوم يافته است اما، در طی آن، هزاران انساني هم كشته شده اند كه دين آنها اسلام نبوده. يا صرفاً به انگيزۀ دفاع ازخانه وكاشانه جنگيده اند. بخشي، مثل نيروهايي در ارتش، ممكن بوده است با انقلاب نيز موافق نبوده باشند ولي در جنگ حاضر بوده اند.

مي خواهم تاكيد كنم که اگر انقلاب اسلامي نبود و انگيزۀ مذهبي نيز در جنگ تاثير نداشت، باز هم اگر دشمن تازي يا هر دشمن ديگری به كشور حمله مي كرد، مردم به دفاع بر مي خاستند.

من البته خود شاهد بوده ام كه از اسلام و انقلاب به عنوان انگيزه هاي مثبت براي دفاع استفاده مي شده است. اگر چه ـ در همان زمان ـ از همين عقايد و احساسات مذهبي- انقلابي، سوء استفاده نيز می شد. اين شيوۀ روحانيون و رهبران رژيم اسلامي است كه به شيوۀ كاسبكارانه، دفاع ملت ايران از سرزمين خود را به حساب خود مي گذارند. در صورتيكه مردم ايران در طول تاريخ نشان داده اند كه وطن خواهي و ميهن پرستي در سرشت آنها است.

در عين حال، براي تكميل اين بحث، لازم است به دو نكته ديگر هم اشاره كنم. يكي اين كه روحانيون در دورۀ جنگ مدافع يك نوع« ناسيوناليزم» شده و از حديث «حب الوطن من الايمان» بهره گرفته و مي گفتند كه دفاع از ميهن يك فريضۀ ديني است. حتي من فراموش نمي كنم در تمام عكس هاي یادگاري كه رزمندگان مي گرفتند، حتماً پرچم سه رنگ ايران بر بالاي سر آنها در اهتزاز بود كه اين امر عدم تفكيك دفاع از ميهن از اصول مكتبي وانقلابي را در نزد آنان تاييد مي كند.

نكتۀ پاياني هم اين است كه در جنگ هشت ساله مي بايست تاثير مذهب را به لحاظ كارکردگرايي (Functionalism) مورد توجه قرار بدهيم و نه ذات گرايي ديني. آنچه اهميت دارد اين است كه مذهب در بسيج توده ها براي دفاع از ميهن نقش مثبتي ايفا كرده است. اين مسأله نه به مفهوم تاييد اقتدار و حقانيت ذاتي يك دين است و نه به مفهوم اولويت مذهب بر ناسيوناليزم، و نه لزوماً تقابل ذاتي و هميشگي هر نوع مذهب با ناسيوناليزم.

در واقع، اگر از زاويۀ «پراگماتيستي» و «كاركردگرايي» در جريان جنگ ايران و عراق به دين نگاه شود، مي توان به نقش آن نمرۀ مثبت داد.

ادامه دارد

عکس های دوران جنگ:

 

طبرزدی در حال سخنرانی برای دانش اموزان

بازگشت به خانه

+ نوشته شده توسط مهندس حشمت اله طبرزدی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت | نظر بدهید
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 13:43 |
خشونت شبه نظامی ها محکوم به شکست است-جبهه ی دموکراتیک ایران.          درست پس از این که سردار جعفری فرمان لازم به شبه نظامیان بسیج دانشجویی را صادر کرد،این نگرانی در بین ازادی خواهان و کوشندگان مدنی و سیاسی به وجود امد که بار دیگر باید شاهد گروه فشار از نوع نظامی اش باشند. این پیش بینی درست از کار در امد و بار دیگر سفارت خانه ها و دفاتر نهاد های مدنی و فعالان حقوق بشری مورد حمله قرار گرفت. متاسفانه این حملات جدید به بهانه ی جنگ متقابل اسرائیل و فلسطینی ها صورت می گیرد. در واقع ملت ایران از دو طرف هزینه ی این جنگ بی حاصل را می پردازد. از یک سو هزینه  های مالی-نظامی و سیاسی گروه افراطی و خشونت طلب حماس را می دهد و از دیگر سو،هزینه ی شکست او از اسرائیل  را می دهد.در صورتی که اکثریت ملت ایران این جنگ را به نفع هیچ کس ندانسته و خواهان صلح بین دو طرف می باشد. به ویژه که ایران هیچ  ارتباطی با ان دو ملت ندارد و نفعی از این گونه دخالت ها نمی برد. این گروه اقلیت حاکم بر کشور هستند که بی جهت کشور ما را در این گونه منازعات وارد کرده و بر خلاف نظرات اکثریت ملت ایران،از افراطیون خشونت طلب حمایت می کنند. ولی نکته ی اساسی این است که چرا فرماندهان نظامی و رهبران افراطی حاکم بر کشور درست در استانه ی انتخابات ریاست جمهوری در صدد بر امده اند که فضای سیاسی را رادیکالیزه کرده و از طریق تقویت حرکات نظامی و تشنج زا ،فضای رعب و وحشت را جایگزین گفتمان سیاسی کنند؟ پاسخ ان روشن است. نظامیان حاکم در یافته اند که کاندیدای ان ها حتا در بین جناح های سیاسی معروف به اصول گرا جایگاهی نداشته چه رسد که بخواهند با رقبای اصلاح طلب خود به مبارزه برخیزندو یا اجازه بدهند که نیروهای مردمی و اپوزسیون سکولار بخواهند با معرفی کاندیدای مخالف نظارت استصوابی انتخابات فرمایشی را به چالش بکشد. پس تلاش می کنند قاعده ی بازی را بر هم بزنند. اقلیت حاکم و نظامیان به خوبی در یافته اند که مبارزه را باخته و باید در انتظار باشند که از دولت کنار گذاشته شوند و منافع کلان اقتصادی و سیاسی را از دست بدهند. از این رو است که از حمله به سفارت خانه ها و نهاد های حقوق بشری شروع کرده اند تا به مخالفین و حتا رقبای خودی گوشزد کنند که اگر لازم باشد از اهرم نظامی برای حفظ قدرت استفاده خواهند کرد. اما لازم است به این نیروی نظامی سرکوب گر یاد اور شویم که این ترفند ان ها نیز به مرور کارایی خود را از دست خواهد داد. برای این که ملت به خوبی از وضعیت اقتصادی و اجتماعی که دولت اسلامی- نظامی بر ان ها تحمیل کرده است اگاه بوده  و نیرو های ازادی خواه نیز به ان اندازه از توانمندی اجتماعی رسیده اند که با این گونه فضاسازی ها از میدان به در نروند. ایجاد رعب و وحشت به هدف ترساندن مردم و خارج ساختن رقیب از میدان کارایی ندارد و اگر نظامیان بخواهند از این شگرد استفاده کنند،جبهه ی ضد افراط گری و نظامی گری با حضور همه ی مبارزان و اصلاح طلبان و کو شندگان مدنی و اجتماعی تشکیل خواهد شد. بنابر این سعی نکنند شرایط اجتماعی را با رفتار نظامی بر هم بریزند. ما بار ها و بار ها اعلام کرده ایم که هیچ تمایلی به ورود در منازعه ی سیاسی بین جناح های حکومتی اعم از اصول گرا و اصلاح طلب را نداشته و در جنگ قدرت بین نظامیان با روحانیان ورود نخواهیم کرد. اما اگر نظامی ها بخواهند با ایجاد رعب و وحشت از  قبیل حمله به دفتر برنده ی جایزه ی صلح نوبل و لابد به سایر نهاد های سیاسی و مدنی، به خطوط قرمز ازادی خواهان و طرفداران حقوق بشر تجاوز کنند،عملا ما را به مبارزه طلبیده و قطعا ارایش نیرو های سیاسی برهم خواهد خورد و نتیجه ی ان اگرچه به نفع اصلاح طلبان حکومتی خواهد بود ولی نظامی ها را نیز سر جای خود می نشاند.  جبهه ی دموکراتیک ایران/13 دی ماه/1387 خورشیدی
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 14:31 |
خشونت شبه نظامی ها محکوم به شکست است-جبهه ی دموکراتیک ایران.          درست پس از این که سردار جعفری فرمان لازم به شبه نظامیان بسیج دانشجویی را صادر کرد،این نگرانی در بین ازادی خواهان و کوشندگان مدنی و سیاسی به وجود امد که بار دیگر باید شاهد گروه فشار از نوع نظامی اش باشند. این پیش بینی درست از کار در امد و بار دیگر سفارت خانه ها و دفاتر نهاد های مدنی و فعالان حقوق بشری مورد حمله قرار گرفت. متاسفانه این حملات جدید به بهانه ی جنگ متقابل اسرائیل و فلسطینی ها صورت می گیرد. در واقع ملت ایران از دو طرف هزینه ی این جنگ بی حاصل را می پردازد. از یک سو هزینه  های مالی-نظامی و سیاسی گروه افراطی و خشونت طلب حماس را می دهد و از دیگر سو،هزینه ی شکست او از اسرائیل  را می دهد.در صورتی که اکثریت ملت ایران این جنگ را به نفع هیچ کس ندانسته و خواهان صلح بین دو طرف می باشد. به ویژه که ایران هیچ  ارتباطی با ان دو ملت ندارد و نفعی از این گونه دخالت ها نمی برد. این گروه اقلیت حاکم بر کشور هستند که بی جهت کشور ما را در این گونه منازعات وارد کرده و بر خلاف نظرات اکثریت ملت ایران،از افراطیون خشونت طلب حمایت می کنند. ولی نکته ی اساسی این است که چرا فرماندهان نظامی و رهبران افراطی حاکم بر کشور درست در استانه ی انتخابات ریاست جمهوری در صدد بر امده اند که فضای سیاسی را رادیکالیزه کرده و از طریق تقویت حرکات نظامی و تشنج زا ،فضای رعب و وحشت را جایگزین گفتمان سیاسی کنند؟ پاسخ ان روشن است. نظامیان حاکم در یافته اند که کاندیدای ان ها حتا در بین جناح های سیاسی معروف به اصول گرا جایگاهی نداشته چه رسد که بخواهند با رقبای اصلاح طلب خود به مبارزه برخیزندو یا اجازه بدهند که نیروهای مردمی و اپوزسیون سکولار بخواهند با معرفی کاندیدای مخالف نظارت استصوابی انتخابات فرمایشی را به چالش بکشد. پس تلاش می کنند قاعده ی بازی را بر هم بزنند. اقلیت حاکم و نظامیان به خوبی در یافته اند که مبارزه را باخته و باید در انتظار باشند که از دولت کنار گذاشته شوند و منافع کلان اقتصادی و سیاسی را از دست بدهند. از این رو است که از حمله به سفارت خانه ها و نهاد های حقوق بشری شروع کرده اند تا به مخالفین و حتا رقبای خودی گوشزد کنند که اگر لازم باشد از اهرم نظامی برای حفظ قدرت استفاده خواهند کرد. اما لازم است به این نیروی نظامی سرکوب گر یاد اور شویم که این ترفند ان ها نیز به مرور کارایی خود را از دست خواهد داد. برای این که ملت به خوبی از وضعیت اقتصادی و اجتماعی که دولت اسلامی- نظامی بر ان ها تحمیل کرده است اگاه بوده  و نیرو های ازادی خواه نیز به ان اندازه از توانمندی اجتماعی رسیده اند که با این گونه فضاسازی ها از میدان به در نروند. ایجاد رعب و وحشت به هدف ترساندن مردم و خارج ساختن رقیب از میدان کارایی ندارد و اگر نظامیان بخواهند از این شگرد استفاده کنند،جبهه ی ضد افراط گری و نظامی گری با حضور همه ی مبارزان و اصلاح طلبان و کو شندگان مدنی و اجتماعی تشکیل خواهد شد. بنابر این سعی نکنند شرایط اجتماعی را با رفتار نظامی بر هم بریزند. ما بار ها و بار ها اعلام کرده ایم که هیچ تمایلی به ورود در منازعه ی سیاسی بین جناح های حکومتی اعم از اصول گرا و اصلاح طلب را نداشته و در جنگ قدرت بین نظامیان با روحانیان ورود نخواهیم کرد. اما اگر نظامی ها بخواهند با ایجاد رعب و وحشت از  قبیل حمله به دفتر برنده ی جایزه ی صلح نوبل و لابد به سایر نهاد های سیاسی و مدنی، به خطوط قرمز ازادی خواهان و طرفداران حقوق بشر تجاوز کنند،عملا ما را به مبارزه طلبیده و قطعا ارایش نیرو های سیاسی برهم خواهد خورد و نتیجه ی ان اگرچه به نفع اصلاح طلبان حکومتی خواهد بود ولی نظامی ها را نیز سر جای خود می نشاند.  جبهه ی دموکراتیک ایران/13 دی ماه/1387 خورشیدی
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 13:46 |
خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي –به دعوت انجمن زندانيان سياسي روز گذشته (6 دي) جمعي ازفعالان سياسي درمنزل عباس خرسندي زنداني سياسي كه مدت يك سال و نيم از 8 سال محكوميت حبس خود را گذرانده ديداركردند. دراين ديدار جمعي ازاعضاي انجمن زندانيان سياسي، شماري از اعضاي شوراي مركزي جبهه دمكراتيك ايران‌، جبهه متحد دانشجويي و جبهه ملي ايران ازجمله مهندس حشمت اله طبرزدي ، پرويز سفري ، محمد مسعود سلامتي ، اسماعيل مفتي زاده ،دكتربهيه جيلاني، سپيده پورآقايي ، كاوه شيرزاديان ، عيسي خان حاتمي ، ايرج جانفشان ، منصورفرجي و ... حضورداشتند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 14:22 |
براي شكستن بن بست – بگذارند فقه ازحكومت جداباشد/ مهندس طبرزدي خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي – شبكه راديو تلويزيوني صداي امريكا درگفت و گو با مهندس حشمت اله طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران نقطه نظرات وي دررابطه با وضعيت بغرنج آلودگي هواي تهران ، رابطه سلطه آميز روسيه با ايران و پيشنهاد هاشمي رفسنجاني درخصوص لزوم ايجاد شوراي فقهي جويا شد. درپي متن نظرهاي مطرح شده را مي خوانيم.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 14:21 |
نكته ديگري كه درياد داشت مورد اشاره و تحليل هاي مشابه آن به كرات مشاهده مي شود آن است كه به صرف اينكه دو جريان مختلف و بلكه مخالف هم در عرصه اي رويكرد مشابه داشتند با خلط انگيزه و انگيخته چنين نتيجه مي گيرند كه هر دو جريان آبشخور واحد دارند. اين متد سوفسطايي براي درهم كوبيدن مخالفان فكري هم درمطالب نويسندگان كيهان شريعتمداررواج دارد،هم درنوشته سردبيرپيك نت مشهود است. غافل از آنكه اين منطق ديريا زود دامن مروجان آن را خواهد گرفت . به اين جملات كه در ياد داشت مورد اشاره در تقبيح پرسش هاي انتقادي دانشجويان از خاتمي آمده توجه شود: « راستی نباید به این فکر کرد که چرا خبرگزاری فارس، بلافاصله اعلامیه دانشجویان دمکراسی خواه در باره رفتن خاتمی به دانشگاه تهران و سخنرانی 16 آذر اخیر را در صدر خبرهای خود منتشر کرد و به استقبال مقابله با خاتمی در دانشگاه رفت؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 14:18 |
باز هم حمله ی توده ای های شکست خورده ی پیک نت به مهندس طبرزدی

پیام دانشجو:حمله ی پیک نت به مهندس طبرزدی حاکی از دو مسئله است:1-شکست پروژه ی انان برای راه اندازی یک حرکت ملی و بسیج عمومی در جهت حمایت از خاتمی. این شکست تا ان جا اشکار گردید که حتا انجمن های اسلامی دانشجویی به انتقاد از خاتمی این شاه سلطان حسین جمهوری اسلامی پرداختند.  برای این که انجمن های اسلامی پیرو تئوری توطئه نبوده و عملکرد 8 ساله ی خاتمی و اصلاح طلبان حکومتی را ملاک داوری خود قرار می دهند. 2- توده ای های طرفدار اصلاح طلبان از مخالفت جنبش دانشجویی با خاتمی عصبانی هستند ولی در یک اشتباه محاسباتی مخالفت این جنبش را به حساب مهندس طبرزدی گذاشته و تلاش می کنند شخصیت او را تخریب کنند. ان ها با این اقدام خود می خواهند به جنبش دانشجویی چنین القا کنند که اگر طبرزدی با خاتمی و کلیت رژیم مخالف بوده و هست،به دلیل این است که دستگاه امنیتی او را به میدان اورد و بعد هم اورا قربانی -بخوانید زندانی-کرد. پس جنبش دانشجویی اگر راه طبرزدی را برود به سرنوشت او دچار می شود. توده ای ها در این رفتار خود تا ان جا عصبانی و دست پاچه هستند که خود را لو داده و نشان دادند که درپشت تبلیغات زهر اگین 15 سال اخیر علیه مهندس طبرزدی قرار دارند.مقاله ی توده ای ها علیه مهندس طبرزدی را در زیر بخوانید:

حمایت رهبر از احمدی نژاد معنائی جز این ندارد

همه مردم هم ناراضی باشند، من راضی ام!

اشاره خاتمی به مانع اصلی خویش برای اعلام ورود به صحنه انتخابات

یک هفته سخنرانی و حضور در دانشگاه ها به بهانه سالروز 16 آذر، که همچنان ادامه نیز  
ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 14:17 |
از پیک نت:کنفرانس برلین در دانشگاه تهران-یادداشت سردبیر-و پاسخ کوتاه مدیر مسئول پیام دانشجو

جوابیه ی مدیر مسئول:شاید تا کنون یک بار  هم این سایت پیک نت را ندیده ام و اگر دیده باشم ،فراموش کرده ام. گه گاهی از دوستان می شنیدم که چنین سایتی در حمایت از اصلاح طلب ها-طیف خاتمی- مطالبی می نویسد و دیگران را مورد حمله قرار می دهد،اما جالب این است که گردانندگان سایت از نیرو های چپ-طیف توده ای ها-هستند! برای من تفاوتی نداشت .برای این که در جریان انقلاب نیز دیده بودم که چگونه خط امامی تر از ابراهیم اصغرزاده و عباس عبدی و سعید حجاریان شده و در دفاع از حضرت علی از خزعلی  جلو افتاده بودند!حمایت بی دریغ ان ها در حمایت از رفسنجانی در انتخابات پیشین را نیز دیده بودم. پس هیچ جای تعجب نداشت.امروز اما یکی از دوستان مقاله ای از این سات برایم ارسال کرد که به امضای سردبیر که نمی دانم کیست،مزین شده است. از ان جا که در این مقاله یا سرمقاله در مورد من نیز یک داوری نادرست صورت گرفته است بر ان شدم تا   چند سطری در جواب به این دوستان بنویسم.در این سرمقاله دیده می شود که هرکس با خاتمی و مالا رفسنجانی مخالفت کرده،در دام   توطئه بوده است. یعنی   مستقیم یا غیر مستقیم از دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی -البته از نوع مخالف جمهوری اسلامی اصلاح طلب ها- خط گرفته است!من برای جامعه ی سیاسی ایران متاسفم که مدعی های روشنفکری اش و الیت های سیاسی اش تا این اندازه کوته اندیش اند. به راستی کی باید این دوران طفولیت فکری به پایان برسد و خرد و تجربه،مضمون داوری های ما قرار بگیرد؟!. این تئوری غیر علمی یعنی توهم تئوری توطئه به گونه ای ارایه می شود که جای هیچ پاسخ منطقی نمی گذارد. برای این که بدون ارایه ی هیچ دلیل منطقی یا سند محکمه پسند،شما را متهم کرده و امکان منطقی نقد  ان  نیز وجود ندارد. من فقط می توانم نیت شکافی کرده و بگویم که نویسنده ی محترم به صرف این که جریانی با سعید حجاریان و محمد خاتمی مخالف بوده و اتفاقا گذر زمان و سیر حوادث،حقانیت این مخالفت را اثبات کرده است  از سوی حامیان خاتمی متهم شده است. ایا بیش از این می توان گفت؟اگر خاتمی و اصلاح طلب های پیرو او و حامیان پشت پرده ای چون پیک نتی ها در استراتژی و عمل تا ان اندازه ضعیف بوده اند که اکثریت مردم ترجیح داده اند که در انتخابات فرمایشی شرکت نکنند تا مبادا یک خاتمی دیگر روی کار بیاید و بخش اقلیت نیز احمدی نژاد پوپولیست و رادیکال مذهبی را به رفسنجانی و خاتمی و معین و کروبی ترجیح داده اند،گناه طبرزدی چیست؟چرا باید علل و دلایل شکست را به بیرون از جبهه ی اصلاحات ارجاع داد؟کنفرانس برلین چه ارتباطی با مخالفت مدنی گروهی از دانشجویان دارد؟مبارزه ی دانشجویان برابری طلب چه نسبتی با رفتار درست یا نادرست برخی چپ های رادیکال در برخورد با دولت ابادی دارد؟تا کنون گمان می کردم این فقط حسین شریعتمدار است که بدون ارتباط منطقی و عینی پدیده ها با هم ،اسمان و ریسمان کرده و نتیجه ی از پیش تعیین شده را اعلام می کند. گویا شبهه روشنفکران چپ نیز دست کمی از او ندارند. شاید گناه من این بوده است که در 15 سال اخیر به یک نسبت از امنیتی های به زعم اقایان خوب و امنیتی های بد مورد ستم قرار گرفته و به همین دلیل هر دو را با هم افشا کرده ام. اگر این دوستان مورد لطف امنیتی های خوب بوده اند،حق دارند از ان ها و به ویژه برادر سعید ،استاد همه ی ان ها تعریف کنند . اما در جریان همین کوی دانشگاه،من و دوستانم در شکنجه گاه توحید و در دوران حکومت امنیتی های خوب،توسط بازجوهایی مورد شکنجه قرار   گرفتیم که خوراک بازجویی های خود را از روزنامه ی صبح امروز تدارک می دیدند!گناه من و امثال منوچهر محمدی و اکبر و احمد چیست که همچون این دوستان مورد لطف امنیتی ها نبوده و به عنوان جریان غیر خودی از هر دو طرف کتک خورد ه ایم؟اگر جریانی با هر دو جناح این رژیم ضدبشری مخاف باشد و نخواهد به کسی امتیاز بدهد حتما وابسته است؟مثل این است که من بدون ارایه ی هیچ سند و مدرک معتبر و به صرف همین سرمقاله،بخواهم ادعا کنم که این دوستان سنگ دفاع از منافع روسیه را به سینه زده و نفع خود را در تداوم جمهوری اسلامی  از نوع خاتمی اش می دانند. ولی ایا کسی این ادعا را خواهد پذیرفت؟این دوستان در حمایت از خاتمی و سعید حجاریان و برادر گنجی،زمانی به اتهام زنی علیه جنبش های مستقل و مبارزین رو اورده اند که حنای خاتمی بی رنگ شده است. این اقدام به لحاظ استراتژیک،بیانگر ضعف تئوریک این جریان است. جالب این است که همزمان با انتشار این اتهامات بی اساس که ناشی از یک ذهن بیمار و گرفتار توهم توطئه است،مطالب دیگری در کیهان شریعتمدار و برخی سایت ها علیه پیام دانشجو منتشر شده است. دوستی به من می گفت در باره ی این همزمانی بیندیش.او می گفت مگر در این مدت چه کرده ای که دو باره  سازها را کوک کرده اند؟گفتم:من در این چند سال دریافته ام که:امنیتی ها-خوب وبد-ابتدا به زندان می اندازند. اگر نشکستی به ترور شخصیت رو اورده و اگر فایده نداشت دست به چاقو و اسلحه می شوند. راستی این سرمقاله نویس به پیروز دوانی اشاره کرده است. چرا پیروز؟.... سرمقاله را در زیر بخوانید



کنفرانس برلین
در
دانشگاه تهران!

یادداشت سردبیر:  کنفرانس معروف به برلین دو  دستآورد داشت. یکی برای شاخه های امنیتی زیر نورافکن رفته دوران اصلاحات و يك هم برای خوش باورانی که هنوز باور نداشتند دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی چه مانورهائی را آموخته و چه امکانات عظیم مالی دارند. شاخه های امنیتی مورد بحث نانی را که در زندان آماده کرده بودند در خارج کشور و در کنفرانس


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 14:14 |
روابط عمومی جبهه ی دموکراتیک ایران:روز گذشته مراسم بزرگداشت شادروان علی اکبر بهمنش وکیل پایه یک دادگستری با حضور گروهی از ازادیخواهان و دوستان ان بزرگ مرد بر گزار شد. در این مراسم که  علاوه بر آقای مهندس امیر انتظام وهمسرش  اعضای خانواده ی ان شادروان نیز حضور داشتند ،خانم دکتر شهنواز از دوستان بهمنش و مسئول پیشین خیریه ی کودکان،گزارشی از تلاش های اقای بهمنش را ارایه داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 14:12 |
یک قطعنامه ی دیگر علیه جنایت های جمهوری اسلامی

پیام دانشجو:رژیم جمهوری اسلامی یک بار دیگر از سوی سازمان ملل متحد که خود عضوی از ان است محکوم شد.به راستی این فقط برنامه ی اتمی رژیم نیست که موجب محکومیت و تحریم او گردیده است،بلکه پرونده ی حقوق بشری و نقض سیستماتیک حقوق بشر  از سوی رژیم دینی محکومیت بین المللی او را به دنبال داشته است. ان ها که روز غدیر را روزی می دانند که دین باسیاست مورد تایید قرار گرفته و خواهان این هستند که دنیا از ان ها الگو برداری کند،باید جواب بدهند که چرا تنها و تنها این رژیم دینی است که از سوی مجمعی که خود نیز در ان نماینده دارند به طور دایم محکوم می شود؟ایا ان ها برای طرفداران خود پاسخی خواهند داشت؟ایا این نوع حکومت داری به مفهوم پایان دوره ی حکومت های ایدئولوژیک و واپس گرا نیست؟لابد از همین امروز تبلیغات چی های رژیم با هدف توجیه هواداران خود در بوق ریاکاری و دروغگویی خواهند دمید که سازمان ملل متحد تحت تاثیر امریکا ،به محکومیت انها مبادرت کرده است.  اما چه کسی است که نداند در ایران ازادی اندیشه وجود ندارد.دگر اندیشان و مبارزان به زندان افتاده و شکنجه می شوند. دانشجویان یا ستاره دار شده و یا به زندان می افتند. اساتید دانشگاه اخراج شده و تشکل های  دانشجویی ازاد از قدرت حق فعالیت ندارند. در عوض شبه نظامی بسیجی و سپاهی دانشگاه را به اشغال در اورده است. احزاب سیاسی حق فعالیت ندارند و سیاسیون زیر فشار هستند که مبادا حرفی بر خلاف رژیم بزنند. دختران به دلیل پوشش خود از طریق طرح امنیت اجتماعی بازداشت و روانه ی زندان می شوند.هیچ حزب و گروه مخالف حق برگزاری میتینگ ندارد. فعالین کارگری حق تشکیل سندیکا ندارند و فعالین زن و حقوق بشری به زندان می افتند.فعالین مدنی و هویت طلبان به زندان می افتند و به طور دایم زیر فشار قرار می گیرند.سانسور بر حوزه ی کتاب و روزنامه و هنر حاکم است. طالبان شیعی،دست و پا قطع کرده و زنان و مردان را سنگسار می کنند. جوانان زیر 18 سال به اعدام محکوم می شوند. جامعه ی بزرگ بهاییان به جرم عقیده تحت تعقیب قرار گرفته و امنیت ان ها سلب می شود. سنی مذهب ها و دراویش مورد توهین و تحقیر قرار گرفته و به زندان می افتند. روحانیان شیعی که مخالف دین سیاسی هستند به زندان می افتند. کسانی که علیه نابرابری جنسیتی مبارزه کرده و خواهان تساوی حقوق زن و مرد هستند زندانی می شوند. در زندان با زندانیان سیاسی بد رفتاری می شود و شکنجه برای گرفتن اقرار غیر واقعی و علیه خود زندانی جزیی از ایین دادرسی دادگاه انقلاب و دستگاه های امنیتی است. خلاصه این که حکومت دینی در تمام شئون زندگی مردم دخالت می کند و به مردم اجازه نمی دهد تا در سرنوشت خود به صورت ازادانه شرکت کنند. بنابراین ،حکومت دینی و از نوع شیعی اش یعنی حکومت شکنجه و اعدام و سرکوب و زور و فقر و تورم و رانت خواری و مافیا بازی!هنوز هیچ کس در نیافته است که این نوع از حکومت از کدام امتیاز و موهبت بر خوردار است که رهبر رژیم ان را برای جهان یک موهبت می داند. در صورتی که مجمع عمومی سازمان ملل متحد به عنوان عالی ترین مجمع جهانی همین حکومت را به جرم شکنجه و اعدام و سرکوب و خشونت علیه مخالفین خود محکوم می کند ولی این اقایان همچو ن کبک سر در زیر برف کرده اند. این حکومت حتا ابرویی برای هیچ ایین و مذهبی باقی نگذاشته اما از روی جهل یا غرور ،همین نوع از حکومت را الگوی حکومتی برای جهان می نامد!متن زیر قطع نامه ی جدید سازمان ملل متحد علیه تنها رژیم اسلامی در جهان است. ان را بخوانید و از روزگاز پند بیاموزید. این متن چیزی جز بیان واقعیات و عملکرد این حکومت دینی نیست. البته فقط جزئی از جنایات دایم این حکومت دینی علیه شهروندان ایرانی است.
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 14:10 |
عتصاب غذای اکبر لکستانی-انجمن زندانیان سیاسی

اکبر لکستانی از زندانیان سیاسی اذری زبان که به جرم سخنرانی علیه احمدی نژاد به سه سال حبس محکوم گردیده است،چهارمین روز اعتصاب غذای خود را پشت سر گذاشت. دلیل اصلی اعتصاب این زندانی عقیدتی،شرایط بسیار نامناسب  زندان ماکو که این زندانی در ان نگهداری می شود،است. در این زندان،زندانی های خطرناک و الوده به مواد مخدر به اصرار از لکستانی می خواهند تا از مواد افیونی استفاده کند و او را مورد اهانت قرار می دهند.لکستانی به همین دلیل و به اعتراض علیه شرایط زندان از چهار روز پیش دست به اعتصاب زد و خانواده اش بسیار نگران هستند.از دیگر سو مهندس طبرزدی و دکتر نوری زاده و چند تن دیگر از ازادی خواهان از لکستانی که از بیماری قند خون رنج می برد خواسته اند تا به اعتصاب خود پایان دهد. انجمن زندانیان سیاسی از نهاد های مدافع حقوق بشر،درخواست می کند تا به کمک این زندانی بشتابند.
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 14:8 |
تحلیل جبهه ی دموکراتیک ایران از جنبش دانشجویی اذر -۸۷      :                         ۱- برامد تاریخی ۲- استراتژی درست۳-  اتحاد      نیروها                                                       پرسش مقدر  در مورد برگزاری تظاهرات دانشجویی روز گذشته در دانشگاه تهران و دانشگاه های دیگر ُ این است که:نظر به این که این تظاهرات از سوی دفتر تحکیم  ،صورت گرفت و این دفتر در بیانیه ی اول مهر( که در ان، استراتژی یک ساله ی ان دفتر مشخص شد، )اعلام کرده بود که  رویکرد جدید ان ها فعالیت در حوزه ی مسائل اجتماعی و دوری گزینی از سیاست به ویژه حرکت های رادیکال است اما تظاهرات دانشجویی چند روز اخیر به ویژه در دانشگاه تهران با شعار مرگ بر دیکتاتور در تضاد با ان بیانیه است،بنابراین چنین تناقضی چگونه قابل توجیه است؟برای پاسخ به این پرسش لازم است یک تحلیل  همه سو نگر صورت بگیرد و برای مبارزات پیش رو رهنمود های کارامد تری به دست بیایید.     
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 12:27 |
   ایه اله و شاه   -ولی در پایان، فقط یک نکته را  به پیروان و جانشینان ایه اله گوشزد می کنم:ممکن است شما با خود بگویید که بسیار زرنگید و با خود بیندیشید که از ملت کولی گرفتید تا خر مراد را سوار شده و هر کار دوست داشته باشید انجام بدهید. و ممکن است در پاسخ به ما بگویید که چون قدرت دارید پس حق دارید هر کار از دستتان بر می اید انجام دهید. و ممکن است به ما بگویید هیچ غلطی نمی توانید بکنید. و ممکن است به ما بگویید ۲۵۰۰ سال شاهان کردند و اینک نوبت ایه اله هاست. ولی تاریخ به شما خواهد گفت:شما با نام دین به میدان امدید و از این راه اعتماد مردم را دزدیدید و پس از ان هزاران بدتر از شاه و بر خلاف قول های صریح خود عمل کردید. پس بدانید که همراه با اعتماد مردم در این مرز و بوم و برای همیشه دین را دفن نمودید. این هم یکی از حرف های ایه اله بود. او همواره تاکید می کرد که اگر ما بد عمل کنیم برای همیشه دین در این مملکت زمین خواهد خوردو و من امروز خطاب به ایه اله اعلام می کنم که در این مملکت به واسطه ی عمل شما و جانشینان شما، دین به زمین خورد. 
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 و ساعت 11:52 |
. روابط عمومی جبهه ی دموکراتیک ایران:روز گذشته اقایان اسماعیل مفتی زاده،اجلال قوامی و امید بیگی زاده از اعضای شورای عالی سازمان حقوق بشر کردستان با مهندس طبرزدی دبیرکل جبهه ی دموکراتیک ایران دیدار و در باره ی وضعیت زندانیان سیاسی به ویژه اقا ی کبودوند پایه گذار این سازمان و نیز جنبش مدنی ایران گفتگو کردند
 
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 14:19 |
اشاره: کیانوش سنجری که امروز در مرز 25 سالگی قرار دارد، 9 بار تجربه‌ی بازداشت را سپری کرده و 6 بار زندانی شده است. او اولین بار در سال 79 زندانی شد و سپس در سالهای 80، 82 و 83 بار دیگر به زندان افتاد و این تجربه‌ی تلخ را در سالهای 84 و 85 نیز از سرگذراند. اتهاماتی که وی بر پایه‌ی آن در این سال‌ها بازداشت شده است، عبارت بوده‌است ازمواردی مبهم نظیر «قدام علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» به استناد «عضویت در گروه دانشجویی غیرقانونی و سکولار»، شرکت در تجمعات اعتراضی، مصاحبه با رسانه‌های خارج از کشور، «سیاه‌نمایی شرایط زندان‌ها در وبلاگ» و سازماندهی تجمع در برابر دفتر سازمان ملل متحد در تهران در اعتراض به بازداشت اعضای جبهه‌ی متحد دانشجویی.

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 14:17 |
شرایط نامناسب امیر حشمت ساران-----کمیته ی حقوق بشر سازمان ملل جمهوری اسلامی را محکوم کرد- - -  بازداشت امر حسین موحدی و نامه ی خانواده اش- -----کرمی خیر ابادی به کوما رفت-----  وضعیت نامناسب دو هواپیما ربا-انجمن زندانیان سیاسی
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 14:12 |
به د نبال درج مطلبی در پیام دانشجو در باره ی مدعی عموم خواندن اقای بروجردی خود را : این پاسخ از سوی ایشان ارایه گردید که خوانندگان عزیز را دعوت به مطالعه ی ان می کنیم.چنان که مشاهده می فرمایید ایشان می فرمایند که دین روح جامعه است.بنابراین پرسش این است که اگر کسی دین را روح جامعه و اجتماع بداند چگونه می تواند مدعی باشد که دین در سیاست دخالت ندارد. در صورتی که سکولاریزم معتقد است که هیچ دینی نمی تواند خودش را روح اجتماع بداند. دین یک امر فردی است و نه اجتماعی. امیدواریم این دیالوگ برای خوانندگان مفید باشد.
ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 14:9 |
در استانه ی اول اذر:دیدار اعضای ارشد جبهه ی دموکراتیک ایران با اعضای ارشد حزب ملت ایران
در استانه ی اول اذر ،سال روز کارت اجین شدن دو سرو بلند ازادی،پروانه و داریوش فروهر به دست وزارت اطلاعات در سال ۱۳۷۷،مهندس طبرزدی دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران به همراه دو تن از اعضای شورای مرکزی،اقایان محمد مسعود سلامتی و امین کرد در منزل خسرو سیف،عضو ارشد حزب ملت ایران با ایشان و چند تن از اعضای شورای مرکزی این حزب دیدار کردند.در این دیدار که اقایان دکتر امامی ،دکتر ال  اقا  ،مهندس شاه ویسی و اقای مخبر نیز حضور داشتند یاد و راه فرو هرها گرامی داشته شد و از این که رژیم حتا اجازه ی جلسه ی گرامی داشت این شهیدان راه ازادی را نمی دهد ابراز تاسف گردید.در این دیدار مهندس طبرزدی از جایگاه نیرو های ملی به ویژه حزب ملت ایران در دفاع از تمامیت ارضی و نیز پاسداشت حقوق احاد شهروندان ،از جمله حقوق اقوام تجلیل کرده ،تاکید کرد که در دوران جدید به ویژه با استقرار دولت کردستان عراق در ان منطقه و سرمایه گذاری  هایی که از سوی غرب انجام شده که نتیجه ی منطقی ان بالا رفتن سطح انتظارات مردم منطقه است ،نیاز به بازتعریف موازین حقوقی برای تامین خواسته های اقوام ایرانی با حفظ تمامیت ارضی هستیم..اقای مهندس شاه ویسی نیز با ارایه ی یک تحلیل علمی و تاریخی در باره ی حقوق اقوام     ابراز داشت که در ایران و از دیدگاه حزب ملت ایران شهروند تهرانی با شهروند کرد هیچ تفاوتی ندارند. اگر چه کرد ها مورد ظلم مضاعف قرار گرفته اند.  مهندس شاه ویسی تاکید کرد:هیچ قومی به اندازه ی کردها دل در گرو ایران ندارند. اگر چه برخی روشنفکران دوست دارند نظرات متفاوتی ابراز کنند.دکتر ال اقا نیز تاکید کرد که اگر حکومت مرکزی دموکراتیک باشد و ما دارای یک حاکمیت ملی مثل دوره ی دکتر مصدق می بودیم هموطنان کرد و بلوچ ما نیز تا این اندازه مورد ظلم واقع نمی شدند.  مشکل ما این است که حکومت ملی و مردمی نیست و این شکاف قومی را دامن زده است. اقای مخبر نیز تاکید کرد که با از بین رفتن استبداد و به راه افتادن موج دموکراسی یک فرصت تاریخی به دست خواهد امد تا در پرتو ان  اقوام ایرانی بیش از پیش متحد شوند.در این دیدار اقای خسرو سیف ضمن سپاس گذاری از حضور اعضای شورای مرکزی جبهه ی دموکراتیک ایران در منزل ایشان  ،بر اتحاد همه ی نیرو های دموکراسی خواه در شرایط فعلی تاکید کرد. اقای سیف همچنین بر این نکته تاکید گذاشت که حزب ملت ایران امادگی همکاری با اپوزسیون دموکرات را دارد و فکر می کند در وضعیت فعلی باید اختلافات مسلکی را کنارگذاشت. ایشان همچنین از شخصیت داریوش و پروانه ی فروهر به ویژه نقش ان ها در مبارزات ملی تجلیل کرد. در پایان مذاکراتی در مورد انتخابات ریاست جمهوری پیش رو صورت گرفت و قرار شد هماهنگی بیشتری در بین همه ی نیرو های دموکراسی خواه صورت بگیرد. در همین زمینه ،توجه به فرمول های جدید برای تشکیل و تقویت جنبش اجتماعی از سوی اپوزسیون که حاضر به شرکت در انتخابات غیر ازاد نبوده و نخواهد بود مورد پذیرش حاضرین در این نشست قرار گرفت و گفته شد که نباید اجازه داد حکومت مردم را از حقوق اساسی خود محروم کند.در پایان یاد علی اکبر بهمنش وکیل قتل های زنجیره ای و تعدادی از زندانیان سیاسی گرامی داشته شد. روابط عمومی جبهه ی دموکراتیک ایران.۲۳/دیماه/۱۳۸۷/خورشیدی

+ 
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 14:6 |
حفاظت زندان اوین در هجوم به سلول احمد دانش پذیر دست نوشته های اورا ربود و با خود برد.یکی از اقدامات ضد حقوق بشری عوامل رژیم جمهوری اسلامی این است که زندانیان سیاسی را در زندان مورد شکنجه ی روحی و ازار قرار دهد تا بلکه بتواند ان ها را خسته کند.در یک مبارزه ی دموکراتیک علیه اقدامات ضد حقوق بشری رژیم های ایدئولوژیک و خودکامه ،همچون جمهوری اسلامی ،مبارزین سعی می کنند از راه گفتن و نوشتن به اهداف خود برسند. زیرا اگاهی دهی و روشنگری ،دشمن اصلی این نوع حکومت های واپس گراست. به همین دلیل است که مبارزین همواره دست به قلم هستند و عوامل رژیم نیز دست به سرکوب. شایان ذکر است دادگاه اقای دانش پذیر قرار است 28 همین ماه برگذار شود.-انجمن زندانیان سیاسی
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 14:5 |
مهندس امیرانتظام که به رغم بیماری و وضعیت خاص جسمانی به همراه همسرش دراین مراسم دقایقی چند حضوریافت مورد توجه ویژه حضارقرارگرفت. ازجمله نکات تعجب برانگیزاین مراسم ممانعت مسوولین مسجد ازدرخواست سخنرانی چند دقیقه ای مهندس طبرزدی یا یکی دیگرازموکلان زنده یاد بهمنش درجلسه بود.همچنین به رغم موافقت خانواده آن شادروان، مسوولین مسجد ازخواندن متن کامل زندگی نامه (توسط پرویز سفری )ونیزاسامی گروههای شرکت کننده دراین مراسم ممانعت بعمل آوردند. این تضییقات نشانگر آن است که حکومت نه تنها سایه اقدامات امنیتی خود را بردستگاه های دولتی و کوچه و خیابان گسترانده بلکه مراکزبه ظاهر مستقل همچون مساجد نیزازاین قاعده مستثنا نمی باشند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 14:4 |
سایت هواداران جبهه ی متحد دانشجویی
تا ۱۶ آذر...

  هواداران جبهه متحد دانشجویی
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 14:2 |
چهار خبر از زندانیان سیاسی:اکبر لکستانی روانه ی زندان شد-دادگاه احمد دانش پذیر برگذار شد-نماز زوری در بند ۳۵۰ و ممنوعیت ملاقات حضوری زندانیان سیاسی- صادقی از طرفداران اقای بروجردی بازداشت شد-انجمن زندانیان سیاسی
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 14:0 |
 پیام دانشجو:اعداد و ارقام نیز از قانون نسبیت پیروی می کنند. برای مثال اگر گفته شود ۵ ملیون سلول   بخشی از مغز یک گوریل را تشکیل می دهد،ممکن است شگفتی کسی را بر نینگیزد. اما انگاه که گفته می شود ۵ملیون یهودی توسط هیتلر در کوره های ادم سوزی زنده زنده سوزانده شدن ،بهت همگان به جز فاشیست ها را بر می انگیزد.یا وقتی که از زبان یکی از مسئولین حکومت اسلامی شنیده شود که ۵۰۰۰۰۰۰ سایت اینترنتی فیلتر شده است ،انگشت به دهان خواهیم ماند.برای این که اعداد مخلوق ذهن انسان هستند و ذهن بخشی از دستگاه زبان است و زبان نیز در کاربرد ان معنا می یابد. پس اعداد نیز از قانون نسبیت پیروی می کنند.حال که این اصل فلسفی به برکت اقدامات محیر العقول  رژیم اسلامی اثبات شد ،خوب است یک محاسبه ی سر انگشتی صورت بگیرد که این ۵۰۰۰۰۰۰ سایت که بر امده از اندیشه ی ۵۰۰۰۰۰۰  انسان بوده است که توسط جمهوری اسلامی حکم اعدام گرفته اند در عرض چند روز فیلتر شده و بنابر این به چه میزان نیرو با صرف چه مبلغ پول و با خرید تکنولوژی فیلترینگ با چه بودجه و از کدام کشور صورت گرفته است! اگر کسی اهل عدد و رقم باشد و حوصله ی محاسبه داشته باشد، نتیجه ی خوبی به دست خواهد امد. در اخبار چند روز گذشته خواندیم که گروهی به حق از قتل عام درخت های کهن سال در ایران به فغان امده بودند. ما امروز اما در سوگ ۵۰۰۰۰۰۰ سایت اینترنتی که توسط رژیم اسلامی حکم مرگ گرفته اند مرثیه سرایی می کنیم.به راستی کدام حکومت بی رحم این گونه با خرد و اندیشه بر خورد می کند؟حاصل این کار چیست؟البته نیروی حاکم یا همان سپاه پاسدار در نشریه ی خود ،دلیل این کار را اعلام کرد. ان ها در صبح صادق اعلام کردند که امریکا از راه اینتر نت می خواهد در ایران انقلاب مخملی به راه بیندازد!راستی که توهینی بالا تر از این به یک ملت که ۵۰۰۰۰۰۰ سایت اینتر نتی ان را فیلتر کنی و در عین حال اعتراف نمایی که در ایران ۱۸۰۰۰۰۰۰ کاربر اینتر نتی هست ولی  بعد حکم بدهی که امریکا به دنبال انقلاب مخملی در ایران است!؟یک نفر نیست که به این کودن ها بگوید که ان ۵۰۰۰۰۰۰ ملیون اندیشه ای که شما حکم اعدامشان را صادر کردید، خود می دانند که انقلاب مخملی را چگونه اداره کنند.شما با انتساب ان ها به امریکا کارامدی امریکا را از امام زمان نیز بیشتر تبلیغ کرده اید.انصافا چند انسان عاقل در بین این ها نیست که ان ها را اموزش بدهد؟در دنیای مدرن که تنها در ایران ۱۸۰۰۰۰۰۰ کاربر اینترنتی هست و به همین دلیل سپاه تصمیم گرفته است تا ۱۰۰۰۰۰ سایت اینترنتی حکومتی راه بیندازد تا لابد با ان ۵۰۰۰۰۰۰ اندیشه مبارزه کند ،چگونه می شود از راه زور و سرکوب و فیلتر حکومت کرد!؟فیلترینگ سایت ها ،انتساب ایرانیان فرهیخته به امریکا ،راه اندازی ۱۰۰۰۰ سایت بی محتوا برای ۱۰۰۰۰ پایگاه بسیج و کارهایی از این دست چه معنا دارد؟کدام کشور در زیر این اسمان کبود وجود دارد که این گونه اداره شود؟ شاه در دهه ی ۱۳۵۰ تصمیم گرفت تا همه ی احزاب را تعطیل کرده و با راه اندازی حزب رستاخیز ضمن این که از دستاورد های مدرنیزم به شکل صوری  بهره مند شود و بگوید که ما هم به دموکراسی باور داریم ،عملا دموکراسی را به ابتذال بکشاند. ولی خودش قربانی مخالفت با دموکراسی و مدرنیزم  می شود. رژیم اسلامی اما می خواهد در عصر شکوفایی فناوری اطلاعات و دوران انفجار اطلاعات به جنگ ان برود.می خواهد با اینترنت و ماهواره ی از محتوا تهی شده به جنگ اندیشه ی اینترنت ساز و خرد مدرن  برود. می خواهد با استفاده از اینترنت،  اینتر نت و ماهواره و اگاهی رسانی ازاد را مسدود کند. می خواهد با اندیشه ی ما قبل قرون وسطا به جنگ اندیشه ی مدرن برود. می خواهد از راه تبلیغ جهل و اندیشه هایی که نه برای امروز از جذابیتی برخوردار است و نه کارامد است و نه دردی از بشریت را دوا می کند  به مقابله با خرد و اندیشه ورزی و تنوع طلبی و مدرنیزم برود. زهی اندیشه ی خام! رژیم اسلامی گمان کرده است که اندیشه ی درون زا که از راه ازاد اندیشی واحترام به دیدگاه های متفاوت و از راه ازمون و خطا به دست می اید ،همچون تکنولوژی هسته ای یا تکنولوژی ساخت اسلحه و سخت افزار است که بتوان با دلار های نفتی این ملت بیچاره از بازار سیاه به قیمت چندین برابر خرید!انگار اندیشه ی ازاد و گشوده به مدرنیزم نیز ابزار است که بتوان از ان برای  تبلیغ اندیشه های تحجرگرایانه بهره برد. گروه حاکم حتا از اندیشه های فلسفی کسانی چون ملاصدرا و مطهری  بی خبر است چه رسد به اندیشه ی ازاد در دنیای مدرن.برای این که اگر حتا این گروه واپس گرا به نظرات فیلسوفان خود باور داشت ، می فهمید که از راه منع و سرکوب و فیلتر نمی تواند فقر فکری خود را جبران کرده و از رشد اندیشه ی متفاوت جلو گیری نماید. دستگاه قدرت به ان اندازه از انحطاط و در خود رفتگی رسیده  است که قرار است در طول تاریخ مدال جهالت و خشونت را به نام خود ثبت کند.
+ 
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 13:58 |
پیام دانشجو:در استانه ی اذر ماه می رود تا بار دیگر جنبش دانشجویی به عنوان مشعل دار مبارزات ازادی خواهانه و عدالت طلبانه ی ملت به حرکت در اید. در همین رابطه دانشگاه خواجه نصیر،دانشگاه زنجان ،دانشگاه سیستان و بلوچستان و دانشگاه تربیت معلم خبرساز شدند. این در حالی است که هنوز چند روزی از مانور غیر متعارف نیروهای انتظامی در خیابان های تهران نگذشته است.گزارش های زیر را بخوانید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 13:57 |
مدتی پیش اقای مهندس امیر انتظام با صدور نامه ای خطاب به دبیر کل سازمان ملل ،واقعیت های تلخی که مردم ایران با ان دست به گریبان است را اعلام کرد.او در این نامه ی خود به این موضوع نیز اشاره کرده است که ممکن است این نامه ،موجب شود که اورا به زندان برگردانند.از ان جا که از سایرین نیز درخواست کرده بود تا در باره ی ان نامه نظرات خود را بیان نمایند،من به سهم خود استقبال کردم.در ان نقد نامه ای که نگاشتم بر جایگاه اقای امیر انتظام در جنبش دموکراسی خواهی تاکید گذاشتم. و اینک بار دیگر بر این مهم تاکید می گذارم. به دنبال این مباحث بود که دوستان مسئله ی انتخابات و نافرمانی مدنی ناظر بر تقویت جنبش اجتماعی را مطرح کردند.سخن بر این بود که اگر کاندیدایی مطرح شود که از ابتدا بی اعتباری نظارت استصوابی را مطرح کند،تحریم فعال یا نافرمانی مدنی شکل جدی تری به خود خواهد گرفت.ضمن این که این فرد می تواند مطالبات ملی را نمایندگی کرده و جنبش اجتماعی حول رهبری های او شکل بگیرد

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دفتر روابط عمومی در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 13:54 |